لسان الملك سپهر

1231

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

وقايع سال هشتم هجرت رسول خداى و آن را سنة الاستوا گويند در سال هشتم هجرى عمرو بن العاص و خالد بن الوليد و عثمان بن طلحة بن ابى طلحه عبدرى مسلمانى گرفتند . اسلام آوردن عمرو عاص چنان بود كه چون قريش از حرب احزاب بازشدند عمرو بن عاص با دوستان خويش گفت : گمان من آن است كه امر محمّد قوى گردد و بر ما غلبه كند . نيكو آن است كه به نزد نجاشى شويم تا عاقبت امر پديد شود ، اگر غلبه با قوم ما افتد مراجعت خواهيم كرد . بسيج « 1 » سفر كرده با چند كس از دوستان خود راه حبشه پيش داشت ؛ و براى پيشكش نجاشى مقدارى از اديم طايف حمل داد و يك چند از ايام در حبشه اقامت داشت تا آنگاه كه عمرو بن اميّه از قبل رسول خداى به رسالت حبشه فرمان يافت . از پس آنكه عمرو بن اميّه به ارض حبشه درآمد ، عمرو بن عاص كيدى انديشيد و فرصتى به دست كرده ، به درگاه نجاشى آمد و از او خواستار شد كه عمرو بن اميّه را دست بسته به دو سپارد تا عرضه هلاك و دمار دارد . و چون نجاشى اين سخن بشنيد برآشفت و از دهشت وقوع چنين امرى لطمه بر روى خويش بزد . عمرو بن عاص از گفته پشيمان شد و عرض كرد : اى ملك ! ندانستم اين سخن بر تو سخت آيد و اگر نه بر زبان نمىراندم . نجاشى گفت : چگونه

--> ( 1 ) . بسيج : ساختگى و كارسازى و آماده شدن براى سفر و هر كار ديگر